مجموعة مؤلفين
225
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
جو و كاه و لوازمات لازم بود ، خريده ، شب را هم با سيد مجتبى مشغول صحبت شده ، تا سه از شب گذشته ، شام صرف شد . استراحت كرديم . امروز كه روز چهار شنبه پنجم شهر ذيقعده است ، بايد برويم به منزل خان اميريه ، صبح يك ساعت و نيم از دسته گذشته ، بنه حركت كرد . خودمان هم نماز خوانده ، چاى صرف كرده ، دو ساعت از دسته گذشته ، سوار شده آمديم . هوا هم ابر بود ولى باران نباريد . شجاع نظام هم حالت خوشى نداشت . خودم هم قدرى كسالت داشتم . راه امروز چهار فرسنگ بود . آمديم به منزل ، در خانهاى كه سال قبل منزل نموده بوديم ، منزل كرديم . [ 27 ] ولى اواخر كه نيم فرسنگى به منزل مانده بود قدرى باران آمد . بهرحال ، ناهار را گرم كردند ، آوردند ، صرف كرديم . بنه هم رسيد . هر كس منزلى براى خود ترتيب داد . باد هم مىآمد . قدرى به جهت من آش درست كردند . طرف عصر هم در منزل نشسته و كاغذى هم به كاظمين به آقا سيد جواد نوشتم كه فردا بيايد اين طرف جسر ، عصر هم بعضى كاغذ نوشته ، نماز عصر را خوانده ، آقا محمد جواد عرب آمد تا دو سه ساعت از شب گذشته نشسته ، ميرزا محمود آمد . بعضى چيزها را كه خريده بوديم ، نوشت . [ سكونت در سراى فرمانفرما در كاظمين ] امروز كه روز پنج شنبه 6 شهر ذيقعده است ، بايد برويم به شهر كاظمين ، صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، چاى صرف نموده ، بنه حركت كرد . خودمان سوار شديم ، به طرف شهر آمده . قدرى مانده بود كه به شهر بياييم ، سرايدار سراى حضرت مستطاب اشرف و الا فرمانفرما استقبال آمده بود كه برويم آنجا منزل كنيم ، قرار كرايه وتسعير « 1 » كاه و جو را داده رفتيم . نزديك جسر رسيده ، پياده شده ، ناهار صرف شد . قاطرها رسيدند . ما هم سوار شديم . آقا سيد جواد هم آمد ، رفتيم . اجزاى گمرك همراه آمدند تا كاروانسرا ، بعضى از اسباب را ملاحظه كرده ، انعامى گرفته ، رفتند .
--> ( 1 ) . قرار دادن نرخ براى چيزى ، نرخ گذاشتن . دهخدا ، ذيل واژه